|
شکر میگویم که از موهبت دوست برخوردارم!!!
به سرنوشت بیندیش که چگونه تصویر گر جدایی هاست ...
سلام ... به تمامی دوستان و رهگذران همیشگی! "این پست شاید بشود گفت ... پست ناگفته ها "
من شاکرم از داشتن موهبت دوست ! تو چطور ....؟! این چند مدت زمانی که گذشت گرچه برایم مانند گذشت یک عمر بود اما ... گذشت!!! نمیخواهم با حرف هایم مرثیه بسرایم!!! گفتم که حرفی زده باشم!!! تمام این حرف ها را زدم تا مقدمه مطلبی باشد که میخواهم بگویم اما به اختصار و کنایه!!!! تنها از خدا میخواهم کاش دوست همان دوست باشد و دشمن همان دشمن! تنها قناعت به ذکر این مطلب کافیست!!! خودتان برای خود حلاجی کنید!!! تو هم شکر بگو !!! *************** این روزها همه در حال و هوای فصلی نو ... شروعی دوباره ... ماه مهر من ! خوش به حال ان کودکان شاد دبستانی!
تذکر :: شخصی میگفت این روزها لطیف شده ای ... من همان توسکای شاد همیشگی را میخواهم!! در اینده بیشتر از این ماه و روزها صحبت میشود!!!! امروز دچار ذیق وقت می باشیم!!!
رادیو جوان و تسنیم! خبر قابل ذکری موجود نمی باشد جز این که این روزها همه به شدت تلاش میکنند ... حیف که ... شاید لایق ان نبودیم که تسنیمی شویم! شما که شدید خدا عزت ... مارا هم فراموش نکنید!!!
تمام .... *ببخش اگر این چندین وقت با اینگونه نوشته ها شاید اندکی باعث اوقات تلخی ات شدم!!!
امشب به قصه دل من گوش می کنی... فردا مرا چو قصه فراموش می کنی!
زیاد دعا کنید هم خودتان را هم مارا که بسیار محتاجیم به دعا
|+| نوشته شده توسط توسکا در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 اینجا ذکر ربناست!
اینجا ذکر ربناست .... به یاد اور خویشتن را ... خودت باش و بسپار فراموش نشوی در گیر و دار این دنیای فانی ....
"امروز شروعی دیگر است ... تنها یک ماه فرصت است"
میخواهم تنها به ذکر مطلبی بسنده کنم و بروم!!!
تا فرصت است اجازه میخواهم مطلبی را بگویم گرچه دلم سر ناسازگاری در می اورد گرچه دلم خواهان سکوت است ... اما این بهترین فرصت است ... در این شب ها و روزهای ناب ! متاسفانه خواهر یکی از دوستانم از این دیار فانی پرگشودند ... شتاب کرده است اما شاید دل در گرو دیدن معبود سپرده بود ... زود بود ... سنی نداشت! همه چیز یک اتفاق بود ... ساده ... اما حادث شد شاید بگویم خوب اما اگر اغراق نباشد بهترین بود ... میگویم خواهر یکی از دوستانم به این جهت که او بیشتر از خواهرش برایم خواهری کرد! خوب به یاد دارم که میگفت بر سر مزار من گریه نکنید ... من به احترامش تنها اشک میریزم در سکوت! دوستان تنها کاری که زحمتش برعهده شماست خواندن فاتحه ای چند می باشد ساده بگویم ... در این روزها و شب ها فراموش نکنید ... در اخرین شمارش دعایتان تنها ذکر نام من کافیست!
شاید این اتفاق این پست تلنگری شود بر چشم های بسته ما ... " پیشاپیش روزه هایتان قبول ... دعاهایتان مستجاب "
*دوستان شرمنده از بابت تاخیر در سرزدن به وبلاگ هایتان و همینطور خبرنکردن متوالی در بروز شدن* وبلاگ!
صبای عزیزم خواهر دوست مهربانم (غزل) نیز اینبار با این وبلاگ همراه است پس خواهشمندم برای *شاد کردن دلش با او همراه شوید.*
|+| نوشته شده توسط توسکا در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 |
حلقه ارتباط دوستان رادیو جوان
دکتر گیل ابادی<مدیر شبکه رادیویی جوان>
یه شنونده<سید حسین حسینی> ســـایت شــبکه رادیــویی جــــوان ســـایت باشـگاه دانشمندان جـوان ســـایت یک صبح یک سلام ســـایت بـــــــرنامه پارازیـــت رویای صدا<سـعید پورمحمـودی> یه ســردبیر <میثــــم فکــــری> هفتایی ها و فرزاد حسنی سرخط خبرهای رادیو جوان غزل نـاب جـوانی تنها صداست که می ماند دختـر تنــهای شــب طرفداران امین زندگانــی با فرشيد منافي جواني میکنیم شـنیده می شـوید فرکانس برتر رادیو جوان هم نفس با جــوانان اثر انگشـــت سیب نقره ای هفتایی ها نشــــونی اینجا رادیوست رســانه زندگی جـوانه هــای جــوان صـدای جـوان ایــرانـی جوانان رادیو جــوان روی مــوج FM باشــید میباریم تا رنگین کـمان قصه شویم کهکشـان راه عــشـق هفتایی های۲ حـس ششم حس جــوانی یه جمع دوستانه عصر دیجیتالی رادیـــــــو جـــــوون رادیو در خون ما جاری است :: قالب ساز :: |
